گوش برجسته

گالری تصاویر

جراحی گوش برجسته یا اتوپلاستی  همانند جراحی های سرپایی دیگر بی حسی موضعی و به صورت سرپایی قابل انجام می شود.جراحی گوش برجسته به کسانی که  گوش هایشان “بیش از حد” برجسته است و این موضوع می تواند باعث خجالت و ناراحتی روانی آن ها شود ، پیشنهاد می کنیم.

 

زیباجوی اول

گوش برجسته
سلام، من زهرا هستم، ۲۹ ساله و از تورنتو اومدم. ناراحتی‌ای که از دوران نوجوانی تا همین امروز همیشه با من بود، بزرگ و برجسته بودن گوش‌هام بود. شاید برای بعضی‌ها موضوع کوچیکی به نظر بیاد، اما برای من تأثیرش روی اعتمادبه‌نفسم خیلی عمیق بود. همیشه دلم می‌خواست موهام رو شینیون کنم یا دم‌اسبی ببندم، اما این آرزو سال‌ها برام دست‌نیافتنی موند. برای جراحی تخلیه ژل، همراه مادرم به مطب دکتر بیات مراجعه کردیم و همون‌جا بود که فهمیدم ایشون جراحی اصلاح برجستگی گوش هم انجام می‌دن. انگار یه دری تازه به روم باز شد. فقط یک هفته بعد از جراحی مادرم، من هم با دلِ پر از امید این جراحی رو انجام دادم. صادقانه بگم، اصلاً فکرش رو نمی‌کردم این مسیر انقدر راحت، بی‌دردسر و بدون درد باشه. امروز که به خودم نگاه می‌کنم، احساس سبکی و خوشحالی عمیقی دارم؛ حسی که سال‌ها منتظرش بودم. به‌نظر من، هر کسی که مدت‌هاست با این موضوع درگیره، می‌تونه با خیال راحت و آرامش کامل این تصمیم رو بگیره. این جراحی فقط یک تغییر ظاهری نبود؛ برای من، شروع یک حس خوب و یک اعتمادبه‌نفس تازه بود

زیباجوی دوم

گوش برجسته

من خانمی حدوداً ۶۰ ساله هستم. از بچگی به خاطر گوش‌های بزرگم همیشه مورد تمسخر اطرافیان قرار می‌گرفتم
و این موضوع سال‌ها با من بود. هر بار که کسی حرفی می‌زد یا می‌خندید، زخمش در دلم می‌ماند. آن‌قدر
ناراحت می‌شدم که همیشه سعی می‌کردم با مدل مو یا روسری گوش‌هایم را پنهان کنم تا کمتر دیده شوند.
تا اینکه چند ماه پیش، نوه‌ام با ذوق و شوق به من گفت: «مامان‌بزرگ، دکتری هست که گوش‌های بزرگ رو هم
کوچیک می‌کنه!» اولش باورم نمی‌شد. برایم عجیب و حتی دور از ذهن بود. اما کنجکاو شدم و برای مشاوره رفتم.
راستش تا وقتی خودم از زبان دکتر بیات نشنیده بودم، هنوز ته دلم شک داشتم.
حالا چند ماه از جراحی‌ام گذشته و حس و حال من قابل توصیف نیست. بعد از سال‌ها، با شجاعت موهایم را کوتاهِ
کوتاه کردم، طوری که گوش‌هایم کاملاً پیداست… و چقدر این حس برایم شیرین است. انگار بخشی از سال‌های از
دست رفته‌ام را پس گرفته‌ام. انگار دوباره متولد شده‌ام؛ با اعتمادبه‌نفسی که همیشه آرزویش را داشتم.